حسن سيد اشرفى
584
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
2 - حديث رسول اكرم ( ص ) كه فرمود : « لو لا ان اشقّ على امّتى لامرتهم بالسّواك » اگر لفظ امر دلالت بر وجوب نداشت و مثلا دلالت بر استحباب داشت چرا امر به مسواك كردن موجب مشتقّ بر امت مىشد ؟ بلكه امر به سواك اگر وجوبى باشد موجب مشقّت خواهد بود . زيرا مخالفت با آن عصيان بوده و موجب عقاب خواهد بود . 3 - كلام رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به بريره كه كنيزى بود و شوهرش نيز عبدى سياهچهره به نام مغيث بوده ، در وقتى كه بريره آزاد شد و تصميم گرفت از شوهرش كه عبد بود جدا شود و برير اين مطلب را فهميد و به نزد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و قضيه را به ايشان گفت ، حضرت نيز بريره را خواست و به او فرمود : « ارجعى الى زوجك » به نزد شوهرت برگرد و بريره عرض كرد : « أ تأمرني يا رسول اللّه » آيا به من امر مىكنى ؟ يعنى به من واجب مىكنى ؟ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « لا بل انا شافع » خير بلكه شفاعت مىكنم . كه بريره عرض كرد مرا نيازى به برگشتن نيست . در اينجا بريره كه مىگويد : « أ تأمرني ؟ » از كلمهء امر معناى وجوب مىفهمد و انسباق از لفظ امر در نزد او معناى وجوب بوده است . 531 - ادلّهء عرفى و بناء عقلا مبنى بر حقيقت بودن لفظ امر در وجوب چيست ؟ ( و صحّة الاحتجاج . . . اذ امرتك ) ج : مىفرمايد : اينكه عرف به عبدى كه مخالفت امر مولى و خداى متعال را بكند احتجاج كرده و به خاطر مخالفت امر مولى او را مؤاخذه و توبيخ مىكند . اگر عرف از لفظ امر معناى وجوب را نمىفهميد و مثلا استحباب را مىفهميد كه معنا نداشت عبد را براى مخالفت امر استحبابى مؤاخذه كند . در آيه شريفه نيز كه خداوند شيطان را به خاطر مخالفت از امرش توبيخ فرموده و مىفرمايد : « ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ » چه چيزى تو را بازداشت از اينكه سجده كنى هنگامى كه به تو امر كردم ، اگر متفاهم و متبادر از لفظ امر ، معناى وجوب نبود بلكه استحباب يا اعمّ از وجوب و استحباب بود ، شيطان مىتوانست در جواب بگويد : مخالفت كردم زيرا فكر كردم منظور شما استحباب بود و نه وجوب . و اينكه چنين جوابى نداد دليل برآن است كه متبادر و متفاهم از امر ، معناى وجوب بوده و خداوند